آموزشی، مبادی عربی چهار یا نحو عالی دو، جلسات اول، دوم و سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
#مبادی_العربیه_چهار_بخش_نحو
#جزوه_درسی_نحو_عالی_دو
#جلسات_اول_دوم_سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
#مبادی_العربیه_چهار_بخش_نحو
#جزوه_درسی_نحو_عالی_دو
#جلسات_اول_دوم_سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
#حکایت_از_بزرگان
حکایتی عجیب از علامه محمدتقی جعفری رحمه الله علیه
از علامه محمد تقی جعفری سوال می شود که چه شد که به این کمالات رسیدید ؟! ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنند و اظهار می کنند که هر چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده است.
علامه جعفری چنین شرح می دهد: ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم. خیلی مقید بودیم که، در جشن ها و ایام سرور، مجالس جشن بگیریم، و ایام سوگواری را هم، سوگواری می گرفتیم.
یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم.
یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی، که نجف آبادی بو ، معدن ذوق بود . او که، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت. آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد. آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانی ها هم که، اصلا خواب و استراحت نداشتیم .
…
مدیر مدرسه مان، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت: آقا شب نمی گذره، حرفی داری بگو، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود » اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید.
از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید، کدام را انتخاب می کنید. سوال خیلی حساب شده بود.
طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی.
گفت آقایان واقعیت را بگویید. جا نماز آب نکشید، عجله نکنید، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟
معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد.
نفر سوم گفت: آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند» یا حارث حمدانی من یمت یرنی» (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما ان شاءالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت: آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت: بلی. گفت: والله چه عرض کنم! (باز هم خنده حضار)
نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم: من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم.
یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است.
یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود.
نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند.
خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است.
بسم الله الرحمن الرحیم
#بخشی_از_دعای_مکارم_الاخلاق_امام_سجاد_علیه_السلام
بیستمین دعای صحیفه سجادیه دعای مکارم الاخلاق می باشدکه دارای مضامین اخلاقی،اجتماعی وعرفانی است.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اکفِنِی مَا یشْغَلُنِی الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَیامِی فِیمَا خَلَقْتَنِی لَهُ، وَ أَغْنِنِی وَ أَوْسِعْ عَلَی فِی رِزْقِک، وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ، وَ أَعِزَّنِی وَ لَا تَبْتَلِینِّی بِالْکبْرِ، وَ عَبِّدْنِی لَک وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِی بِالْعُجْبِ، وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَی یدِی الْخَیرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ، وَ هَبْ لِی مَعَالِی الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنِی مِنَ الْفَخْرِ.
بارخدایا بر محمد و آلش درود فرست، و گره هر کاری که فکرش مرا به خود مشغول داشته بگشای، و مرا در کاری قرار ده که فردا مرا از آن بازپرسی میکنی، و روزگارم را در آنچه از پی آنم آفریدهای مصروف دار، و بینیازم گردان و روزیت را بر من وسعت ده، و به چشمداشت مبتلایم مکن، و ارجمندم ساز و گرفتار کبرم مفرما، و بر بندگیت رامم ساز، و بندگیام را به آلودگی خودپسندی تباه مکن، و خیر و نیکی را برای تمام مردم به دست من جاری ساز، و آن را از کدورت منّتگذاری دور دار، و خوی عالی را به من عنایت فرما، و از فخرفروشی محافظتم کن.
آمین یا رب العالمین
بسم الله الرحمن الرحیم
#شهادت_امام_سجاد_علیه_السلام_بنا_بر_روایتی
#بیست_و_پنجم_محرم
#به_قلم_خودم
سی و پنج سال کم نیست برای مرور خاطرات کربلا…
شهادت پدر و برادران و اسارت عمهها و خواهران…
هر روز بر مصائب پدر گریستی ای امام مؤمنین اکنون پدر چشم انتظار شماست…
امام سجاد علیه السلام در سال 38 قمری در مدینه چشم مبارک خود را به جهان گشود. ایشان فرزند حسین بن علی علیه السلام سومین امام شیعیان جهان و خانم «شهربانویه» هستند و مشهورترین القابشان زین العابدین و سجّاد است.
در محرم سال 61 هجری در حالی که 23 سال از عمر با برکتشان می گذشت در جریان قیام و شهادت پدرشان در سرزمین کربلا حضور داشتند اما به سبب بیماری و حکمت پروردگار اجازه شرکت در میدان جنگ را نداشتند و پس از فاجعه کربلا علاوه بر امامت و رهبری امت اسلامی همراه با دیگر اسیران به کوفه و شام برده شدند و علاوه بر سرپرستی و تکیه گاه اسیران با سخنرانی های آتشین خود یزید را رسوا ساختند. این امام همام به دلیل حضور در جو خفقان زمان زندگی خود از دعاهای متعددی که در کتاب ارزشمند «صحیفه سجادیه» از خود به یادگار گذاشتند به برای تبلیغ دین مبین اسلام استفاده کردند. دستگیری از درماندگان و خرید بردگان، تعلیم و آزاد کردن آنها و مبارزه با علمای درباری از شورانگیزترین بخش های زندگی امام سجّاد علیه السلام می باشد.
در سال 94 یا 95 هجری امام سجّاد علیه السلام در سن 57 سالگی با زهری که ولید بن عبد الملک لعنت الله علیه به آن حضرت دادند، به شهادت رسیدند. این در حالی بود که 34 یا 35 سال بعد از واقعه کربلا در مصائب جانگداز شهادت پدر و برادران و عمو وبستگان و اسارت عمهها و خواهرانش، گریان بودند.
امام باقر علیه السلام آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع کنار قبر عموی مظلومشان حضرت مجتبی علیه السلام به خاک سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر کثرت فوت فقهاء و علماء «سنة الفقهاء» گفتند.
(اصول کافی: ج2ص491. منتهی الامال: ج2. مسار الشیعه: ص26. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص315. العدد الفویه: ص315. زاد المعاد: ص328. مصباح کفعمی: ج2ص594. مصباح المجتهد: ص729و فیض العلام: ص165. بحار النوار: ج59ص199.)
بسم الله الرحمن الرحیم
#یک_آیه_یک_نکته
«وَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ»
«و [دشمنان] مکر ورزیدند و خدا [در پاسخشان] مکر در میان آورد و خداوند بهترین مکرانگیزان است.»
آل عمران: 54
تفسیر آیه
امام رضا (ع) فرمود: مراد از مکر خدا، کیفرِ مکر است وگرنه او اهل مکر نیست.
گرچه آیه به یکى از سنّت هاى الهى اشاره دارد، ولى با توجّه به آیات قبل که حضرت عیسى کفر بنى اسرائیل را احساس کرد و با توجّه به آیه بعد که خداوند عیسى (ع) را به آسمان بالا برد، استفاده مى شود که مراد از مکر در اینجا، توطئه قتل حضرت عیسى است که گروهى در زمان آن حضرت براى خاموش کردن دعوت او نقشه ها کشیده و تدبیرها نمودند، حتّى براى حبس و دستگیرى و معرّفى او جایزه تعیین و مقدّمات اعدام و به دار آویختن او را فراهم کردند. امّا خداوند نقشه آنها را نقش برآب کرد و او را به بهترین شکل نجات داد.
پیام ها
1- خداوند، پشتیبان اولیاى خویش است. «ومکروا ومکر اللّه»
2- تدبیر و حرکت انسان، مقدّمه قهر یا لطف خداوند است. «ومکروا ومکر اللّه»
3- کیفرهاى الهى، با جرم بشر تناسب و سنخیّت دارد. «و مکروا و مکر اللّه»
4- اراده و تدبیر خدا، بالاتر از هر تلاش، حرکت و تدبیر است. «واللّه خیرالماکرین»
استاد قرائتی