تولد، به قلم خودم
بسم الله الرحمن الرحیم
#تولد
#به_قلم_خودم
صدای گریه¬اش، گوش مرا نوازش می¬داد، شنیدم که گفت: پسره، قطرات اشک از چشمانم جاری شد، بلافاصله از دکتر پرسیدم: سالمه، و دکتر با اعتماد کامل گفت: بله… او متولد شده بود، فرزندی که خداوند آن را به من عطا کرده بود و من از آن پس، امانت دار شدم… با دیدن او به بزرگی و عظمت خداوند بیشتر پی بردم… دستان و پاهای کوچکش، چشمان سیاهش و یک عروسک جان دار کوچک …. بزرگ شدن تدریجی او اگرچه سختی داشت اما لذت مادر بودن و نفس به نفس او زندگی کردن جلوه ای دیگر به زندگی من داد… او اکنون بزرگ شده است… قد کشیده… مردی شده است… حالا من که بیمار می شوم؛ او از من مراقبت می کند… امروز تولد اوست…
خداوندا! تمامی جوانان این مرز و بوم را در پناه خود سلامت و موفق بدار و آنان را در راه خود مستدام بدار تا لایق سربازی سپاه امام زمانشان باشند…
بلند بگو: آمیـــن یا رب العالمیـــن